bookmark

معنی گردنگل

گردنگل [ gardangal ]

به فتح اول و ثالث و كاف فارسى و سكون ثانى و رابع در آخر به معنى گردنگ است كه ابله و احمق و ديوث باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص783)
sourceLink

ابله،و ديوث،ليكن در كاف تازى گذشت.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1133)
sourceLink

- [بفتح گاف و دال و كاف دوم نيز فارسى و سكون راء و نون] ابله و بى‌اندام بود و ديوث را نيز گويند.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1215)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]ابله و احمق.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2892)
sourceLink

بى‌اندام و ابله و زبون.ابو العباس گفته است: گردنگل آمد اين پسرت تا كى#برنيديش با خر هر مهتر(؟)
(
فرهنگ قواس
, ص104)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.